واژه جو

آب آشنا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آب آشنا. [ش ْ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه شناوری داند. آنکه معرفت بسباحت دارد. سباح . شناگر. (فرهنگ اسدی ) : کسی کاندر آب است و آب آشناست از آب ار چو آتش بترسد رواست . ابوشکور.

معنی آب آشنا | واژه جو