آب دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)<BR>۱- آبیاری کردن.<BR>۲- فلزی را با فلز دیگر اندودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) ۱- آبیاری کردن. ۲- فلزی را با فلز دیگر اندودن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
آب دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) آبیاری کردن . پسانیدن .
فرهنگ طیفی
آبیاری کردن آب افزودن، رقیق کردن، خیس کردن، اخته کردن، آبکشی کردن، تر کردن، نم کردن ریختن، چکیدن آب انداختن، آب به جایی انداختن آبکش کردن