آب دادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص م.) ۱- آبیاری کردن. ۲- فلزی را با فلز دیگر اندودن.واژه قبلی: آب خورهواژه بعدی: آب داده