آب و گل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ گِ) (اِمر.)<BR>۱- بنا، ساختمان.<BR>۲- زمین، ملک. ؛ از ~ درآمدن کنایه از: به سن رشد و بلوغ رسیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ گِ) (اِمر.) ۱- بنا، ساختمان. ۲- زمین، ملک. ؛ از ~ درآمدن کنایه از: به سن رشد و بلوغ رسیدن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
آب و گل . [ ب ُ گ ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) خانه . بنا. زمین . ♦ آب و گلی در جایی داشتن ؛ خانه یا مزرعه ای را در آنجا دارا بودن . ♦ از آب و گل درآمدن یا درآوردن ؛ بسن رشد و بلوغ یا نزدیک به آن رسیدن یا رسانیدن . ◄ گاه آب و گل گویند و مراد آب و خاک است : گر خود از اصل بنگریم او را آب و گل مادر و پدر باشد. مسعودسعد.
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی