آب کار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بِ) (اِمر.) ۱- آبرو، اعتبار. ۲- نطفه، منی.
(ص مر.)۱ - سقا. ۲- شرابخوار.۳ - ساقی. ۴- باده فروش. ۵- نگین ساز. ۶- آبیاری مزرعه. ۷- کسی که فلزات را آب میدهد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بِ) (اِمر.) ۱- آبرو، اعتبار. ۲- نطفه، منی.
(ص مر.)۱ - سقا. ۲- شرابخوار.۳ - ساقی. ۴- باده فروش. ۵- نگین ساز. ۶- آبیاری مزرعه. ۷- کسی که فلزات را آب میدهد.