آبج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) ۱- نشانه کمان گروهه. ۲- آلتی در زراعت. آبچ نیز گویند.واژه قبلی: آبتابواژه بعدی: آبجی