آبخست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ یا خُ) ۱- (اِمر.) جزیره. ۲- میوهای که بخشی از آن فاسد شده ب اشد. ۳- (ص مر.) مردم بدسرشت.واژه قبلی: آبخسبواژه بعدی: آبخو