آبدار (متضاد: بیآب، خشک)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آبکی، باطراوت، پرآب، رقیق، شاداب، مایع آبدارچی، ایاغچی، ساقی، شربتدار، قهوهچی آبدیده، برنده، تیز سخت تند، زننده، نیشدار آبخیز، آبزا رسا، روان، فصیح، گویا
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آبکی، باطراوت، پرآب، رقیق، شاداب، مایع آبدارچی، ایاغچی، ساقی، شربتدار، قهوهچی آبدیده، برنده، تیز سخت تند، زننده، نیشدار آبخیز، آبزا رسا، روان، فصیح، گویا