آبدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.)<BR>۱- آبدار باشی، ساقی.<BR>۲- گیاه و میوة پرآب.<BR>۳- تیز، برُنده.<BR>۴- فصیح و روان.<BR>۵- سخت، محکم، غلیظ. صفتی برای دشنام، سیلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) ۱- آبدار باشی، ساقی. ۲- گیاه و میوه پرآب. ۳- تیز، برُنده. ۴- فصیح و روان. ۵- سخت، محکم، غلیظ. صفتی برای دشنام، سیلی.