آبستن کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص م.) حامله کردن، باردار کردن.واژه قبلی: آبستنواژه بعدی: آبسته