آبست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) نک آبسته.(~.) (اِ.) بخش درونی پوست مُرکبات.(بِ) ۱- (ص.) آبستن. ۲- (اِ.) زهدان، رحم.واژه قبلی: آبسالانواژه بعدی: آبستره