آبسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) (اِمر.) حباب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) (اِمر.) حباب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبسوار. [ س َ ] (اِ مرکب ) حباب، و جمع آن آبسواران است : آب که آن خیمه ز باران کند دائره ٔ آبسواران کند. امیرخسرو. و آن را گنبد آب و کوپله و آبله و به عربی فقاعه و نفاخه نیز گویند.