آبو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ. ص.) برادر مادر، دایی.(اِ.) = آبی: نیلوفر آبی.واژه قبلی: آبهواژه بعدی: آبوند