آبکش کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غرق آب کردن، خیساندن، خیس کردن، آغشتن، آلودن، غرقه کردن، غرق کردن، بهزیر آب بردن، مستغرق کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غرق آب کردن، خیساندن، خیس کردن، آغشتن، آلودن، غرقه کردن، غرق کردن، بهزیر آب بردن، مستغرق کردن