آبکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص نسب.) ۱- مایع، روان. ۲- کنایه از: بی دوام و نامطمئن. ۳- پرآب.مترادفها و واژههای مرتبطآبدار، آبگین، تنک، روان، مایع ≠ جامدواژه قبلی: آبکوههواژه بعدی: آبگاه