آبگوشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) از غذاهای اصیل ایرانی است. خوراکی رقیق که از پختن گوشت و پیاز و سیب زمینی و حبوبات درست میشود که در دو مرحله میخورند اول آب آن را با تکههای نان مخلوط نموده، میخورند (ترید) و بقیه مواد را کاملا کوبیده با نان و چاشنی مانند ترشی و سبزی خوردن میل میکنند(گوشت کوبیده).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) از غذاهای اصیل ایرانی است. خوراکی رقیق که از پختن گوشت و پیاز و سیب زمینی و حبوبات درست میشود که در دو مرحله میخورند اول آب آن را با تکههای نان مخلوط نموده، میخورند (ترید) و بقیه مواد را کاملا کوبیده با نان و چاشنی مانند ترشی و سبزی خوردن میل میکنند(گوشت کوبیده).
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
آبگوشت .(اِ مرکب ) طعامی که از گوشت غالباً با نخود و لوبیاپزند و آب آن را اشکنه یعنی ترید کنند : گر آبگوشت که من می پزم بخسته دهند خورد به روز سیم پاچه چون شکر رنجور. بسحاق اطعمه . ◄ طعمه ای که پیش از شکار، باز و دیگر جوارح طیور را دهند. مُسْته . چشته . ◄ مایعی خاص برای تربیت حیوانات ذره بینی .
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی