آتش فروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آتش فروز. [ ت َ ف ُ ] (نف مرکب ) آتش افروز : پس آنگاه فرمود پرمایه شاه که بر چوب ریزند نفت سیاه بیامد دوصد مرد آتش فروز دمیدند و گفتی شب آمد بروز. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آتش فروز. [ ت َ ف ُ ] (نف مرکب ) آتش افروز : پس آنگاه فرمود پرمایه شاه که بر چوب ریزند نفت سیاه بیامد دوصد مرد آتش فروز دمیدند و گفتی شب آمد بروز. فردوسی .