آتش ناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آتش ناک . [ ت َ ] (ص مرکب ) آتشین : با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی آه آتشناک و سوز سینه ٔ شبگیر ما؟ حافظ. ♦ آتشناک کردن آتش زنه ؛بیرون کردن آتش از وی : اوری الزند؛ آتش ناک کرد آتش زنه را. (زمخشری ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی