آتشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آتشی . [ ت َ ] (اِ) نام قسمی گل و شاید سوری : بر گلبنان گنبد اخضر نهاد او گلهای گونه گونه ز خیری و آتشی . ؟ (از مقامات حمیدی ). ◄ (ص نسبی ) برنگ آتش . منسوب به آتش . و مثلثه یا بروج آتشی حمل و اسد و قوس است . ◄ مجازاً، سخت خشمگین و غضبناک . سخت بهیجان آمده . سخت تیز و تند شده . و فعل آن آتشی شدن و آتشی کردن است .