آخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ)(ص مف.)<BR>۱- برآورده، کشیده، بیرون کشیده.۲ - برافراشته، بالا برده.<BR>۳- کشیده، مقابلِ منحنی.<BR>۴- گشوده، باز کرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ)(ص مف.) ۱- برآورده، کشیده، بیرون کشیده.۲ - برافراشته، بالا برده. ۳- کشیده، مقابلِ منحنی. ۴- گشوده، باز کرده.
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
آخته . [ ت َ / ت ِ ] (ترکی، ص ) خایه برکشیده . خصی کرده از جانوران و خاصه اسب و خروس . اَخته .
آخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) اَخْته . آهخته . آهیخته . کشیده . برکشیده . آهنجیده . لنجیده . مسلول . مشهر. بیرون کرده . برآورده . بیرون کشیده . مستخرج . ◄ درازکرده . ممدود. ممدوده . مبسوط. ◄ برافراشته . مرفوع . بلندکرده . برفراشته . ◄ بردوخته به (چشم ). ◄ کنده . برکنده (جامه ). ◄ کشیده (صف و رده ). ◄ پیوسته . متصل . ◄ نواخته . بساز و بسامان کرده . و رجوع به آختن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
برافراشته، برکشیده، کشیده کوک، نواخته اخته