آخذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آخذ. [ خ ِ ](ع ص ) گیرنده . ج، آخذین . ◄ شتری که بفربهی آغازیده باشد. ◄ اشتری که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. ◄ شیر که زبان بگزد از شدت ترشی . ◄ آنکه چشم دردگن دارد.
واژگان فارسی سره واژهدان
گیرنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آخذ. [ خ ِ ](ع ص ) گیرنده . ج، آخذین . ◄ شتری که بفربهی آغازیده باشد. ◄ اشتری که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. ◄ شیر که زبان بگزد از شدت ترشی . ◄ آنکه چشم دردگن دارد.
واژگان فارسی سره واژهدان
گیرنده