آخر الامر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خِ رَ یا رُ اَ) [ ع. ] (ق مر.) سرانجام، آخرکار، عاقبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خِ رَ یا رُ اَ) [ ع. ] (ق مر.) سرانجام، آخرکار، عاقبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آخرالامر. [ خ ِ رَل ْ / رُل ْ اَ ] (ع ق مرکب ) عاقبت . در پایان کار. الحاصل : آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی . حافظ.
واژگان فارسی سره واژهدان
سرانجام، سرانجام، در پایان، پس ایچ، بتاوار
سرانجام، سر انجام، انجام سر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی