آرام کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آسوده کردن، معتدل کردن، آب برآتش زدن، آب برآتش کسی ریختن، تسکین دادن، متوقف کردن، آشتی دادن، بهبود دادن آرامش بخشیدن، آرام دادن، اطمینان دادن (بخشیدن)، آرامش خاطر دادن خاطرجمعی دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آسوده کردن، معتدل کردن، آب برآتش زدن، آب برآتش کسی ریختن، تسکین دادن، متوقف کردن، آشتی دادن، بهبود دادن آرامش بخشیدن، آرام دادن، اطمینان دادن (بخشیدن)، آرامش خاطر دادن خاطرجمعی دادن