آرایشگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(یِ گَ) (ص فا.) آن که آرایش کند، سلمانی.مترادفها و واژههای مرتبطآرایندهچهرهآرا، مشاطهپیرایشگر، حلاق، سرتراش، سلمانیواژه قبلی: آرایشگاهواژه بعدی: آراییدن