آرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.)علامت و نشانهای که مخصوص یک ادارة دولتی یا هر مؤسسة دیگری باشد، نشانه (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.)علامت و نشانهای که مخصوص یک اداره دولتی یا هر مؤسسه دیگری باشد، نشانه (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آرم . [ رَ ] (اِخ ) نام موضعی نزدیک مدینه ٔ رسول صلوات اﷲعلیه . ◄ نام دهی نزدیک دهستان از قرای ساحلی بحر آبسکون . (یاقوت ).
آرم . [ رِ / رُ ] (اِخ ) نام شهری بمازندران نزدیک ساری و از آنجاست خسروبن حمزه ٔ مؤدب . و رجوع به آرم دره شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
مارک، لوگو، برند، علائم تجاری، نام تجاری (تجارتی)، انگ شمشیر، شیر، خورشید، هلال، صلیب داسوچکش، سواستیکا، عقاب
واژگان فارسی سره واژهدان
نشانه، نشانه، نشانه، نشان، سربرگ، سر کاغذ، انگ