آزاد بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
استقلال داشتن، اجازه داشتن، جای مانور داشتن، تنها عمل کردن، مستقل عمل کردن، اختیار داشتن، اراده کردن وادادن، ول گشتن، گستاخ بودن آزاد کردن آزاد شدن، رها شدن، گریختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
استقلال داشتن، اجازه داشتن، جای مانور داشتن، تنها عمل کردن، مستقل عمل کردن، اختیار داشتن، اراده کردن وادادن، ول گشتن، گستاخ بودن آزاد کردن آزاد شدن، رها شدن، گریختن