آزادزاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزادزاد. (ن مف مرکب / ص مرکب ) نجیب زاده : تومرا یک لطمه بزن، حارث گفت حاشا که من هرگز این کنم و هیچ آزادزاد پدر را لطمه نزند. (مجمل التواریخ ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزادزاد. (ن مف مرکب / ص مرکب ) نجیب زاده : تومرا یک لطمه بزن، حارث گفت حاشا که من هرگز این کنم و هیچ آزادزاد پدر را لطمه نزند. (مجمل التواریخ ).