واژه‌جو

آزارش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آزارش . [ رِ ] (اِمص ) آزار : چنان داشتم ملک را پیش و پس که آزارشی نامد از من بکس . نظامی . (این کلمه جز در بیت مذکور دیده نشده و ظاهراً بتسامحی که از نظامی معهود است بقیاس بر سایر اسم های مصدر ساخته شده است ).

معنی آزارش | واژه‌جو