آزردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آزار رساندن، آسیب رساندن، صدمه زدن، بدی کردن، درد آوردن خستن، مجروح کردن آزار داشتن، اذیت کردن، آزار دادن، آهنگ کسی (چیزی) کردن (داشتن)، ناخوش کردن، ناکار کردن، اشک کسی را درآوردن، نیش زدن، زخم زبان زدن، تشر زدن، بیادب بودن امان کسی را بریدن، بیطاقت و مستأصل کردن