آزفنداک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزفنداک . [ ف َ ] (اِ) آژفنداک . آفنداک . قوس قزح . تیراژه، نوشه، سریر، رخش، کمردون، آدینده، کمر رستم، کمان رستم، انطلیسون، طوق بهار و غیره از مترادفات آن است : کمان آزفنداک شد ژاله تیر گل غنچه پیکان زره آبگیر. اسدی .