آزمایشگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزمایشگر. [ زْ / زِ ی ِ گ َ ] (ص مرکب ) ممتحِن . آزماینده . مجرِّب : بدان خانه ٔ باستانی شدم بهنجار چون آزمایشگری . منوچهری .
مترادف و متضاد واژهدان
مجرب آزماینده، آزمونگر، ممتحن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی