آزیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزیر. (اِمص، اِ) مماله ٔ آزار : در جهان چندانکه خواهی بیشمار نیستی ّ و محنت و آزیر هست وز فلک چندانکه خواهی بی قیاس نفرت آهو و خشم شیر هست . انوری . ◄ (ص ) آژیر. ◄ (اِ) حوض . برکه . تالاب . اسطخر. ◄ غلبه . زیادتی . ◄ بانگ و فریاد. (برهان ).