آسان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص. ق.) امری که سخت و دشوار نباشد، سهل. مق دشوار، سخت.مترادفها و واژههای مرتبطساده، سهلمیسربیرنج، راحت ≠ بغرنج، دشوار، سخت، شاق، غامض، متعسر، مشکلواژه قبلی: آساواژه بعدی: آسان کاری