آسایش جو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آسایش جو. [ ی ِ ] (نف مرکب ) آسایش جوی . آنکه آسایش طلبد. آنکه فراغت و کاهلی دوست گیرد.
مترادف و متضاد واژهدان
آسایشخواه، آسایشطلب، تنآسان، راحتطلب، عافیتطلب (متضاد: عافیتسوز، مخاطرهجو)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی