آساییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) آسودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) آسودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آساییدن . [ دَ ] (مص ) آرام یافتن . بازایستادن از کار.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) آسودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) آسودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آساییدن . [ دَ ] (مص ) آرام یافتن . بازایستادن از کار.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی