آستان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- درگاه، پیشگاه. ۲- کفش کن.(ص.) ستان، به پشت خوابیده.مترادفها و واژههای مرتبطآستانه، پیشگاه، جناب، حضرت، حضور، درگاه، عتبه، محضرواژه قبلی: آسبانواژه بعدی: آستان بوسی