واژه جو

آسر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آسر. [ س ُ ] (اِ) کشتزار. مزرعه . غله زار : چو ابر کف شه تقاطر نماید زر از آسر طَمْع سائل برآید. منجیک . و این کلمه را آسه نیز ضبط کرده اند با همین شاهد. ◄ میدان . ◄ بزبان علمی هند، مَردُمخوار.

معنی آسر | واژه جو