آسودن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) ۱- آرمیدن، استراحت یافتن. ۲- سکون یافتن، آرام گرفتن. ۳- خوابیدن، خفتن. ۴- توقف کردن، درنگ کردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) ۱- آرمیدن، استراحت یافتن. ۲- سکون یافتن، آرام گرفتن. ۳- خوابیدن، خفتن. ۴- توقف کردن، درنگ کردن.