واژه جو

آسوده (در حال استراحت)

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آرمیده، آرام، راضی، راحت راکد امن عافیت‌طلب فارغ‌بال، آزاد، فارغ، بیکار، بی‌خبر، مرخص بازنشسته غیرکشیک غیرفعال

معنی آسوده (در حال استراحت) | واژه جو