آسیب و شیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آسیب و شیب . [ ب ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) دلواپسی . اضطراب . تشویش . رنج . تعب : بلشکرگه خویش بازآمدند برِ پهلوانان فراز آمدند همه شب بخواب اندر آسیب و شیب ز پیکارشان دل شده ناشکیب . فردوسی . چنین است گیتی پر آسیب و شیب پس ِ هر فرازی نهاده نشیب . فردوسی . در بعض نسخ شاهنامه بجای آسیب، آشیب ضبط شده، و ظاهراً صحیح هم همان است . و کلمه ٔ آشیب و شیب درصورتی دیگر از شیب و تیب یا شیب و شیب مینماید : شیب تو با فراز و فرازتو با نشیب فرزند آدمی بتو اندر به شیب و تیب . رودکی . نبوده مرا هیچ با تو عتیب مرا بیگنه کرده ای شیب و تیب . عماره .