واژهجو
فرهنگها
حساب
معنی آسیمهدل، آشفتهحال، پریش، پریشان، پریشانحال، پریشانخاطر، دلواپس، شوریدهخاطر، مضطرب ≠ آسودهخاطر، آسودهخاطری | واژهجو