آشب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشب . [ ش َ / ش ْ ] (اِخ ) نام سردسیری از طالقان ری، و در آن برفهای سنگین افتد.
آشب . [ ش ِ ] (اِخ ) نام قلعه ای بزرگ بموصل از قلاع هکاریه و آن را زنگی بن آق سنقر ویران کرد و در عوض قلعه ٔ عمادیه را به نزدیکی آن برآورد.