آشفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مختل کردن، بههم زدن، هم زدن، تکان دادن، جنباندن، متلاطم کردن، پیچاندن، بههم زدن پریشان شدن، آشوبیدن، بالبال زدن، ناآرام شدن، پرآشوب و بیسکون شدن تند نفس کشیدن، سراسیمه بودن، عجله کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مختل کردن، بههم زدن، هم زدن، تکان دادن، جنباندن، متلاطم کردن، پیچاندن، بههم زدن پریشان شدن، آشوبیدن، بالبال زدن، ناآرام شدن، پرآشوب و بیسکون شدن تند نفس کشیدن، سراسیمه بودن، عجله کردن