واژه‌جو

آشمیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آشمیدن . [ ش َ دَ ] (مص ) مخفف آشامیدن : خوش دل شد و آرمید با او هم خوردو هم آشمید با او. نظامی .

معنی آشمیدن | واژه‌جو