آشوب گری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشوب گری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) فتنه جوئی . فتّانی .
مترادف و متضاد واژهدان
شورشگری، فتانی، فتنهانگیزی، فتنهجویی (متضاد: سلامتجویی)
فرهنگ طیفی واژهدان
فتنهانگیزی، آژیتاسیون، براندازی، توطئه، خیانت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی