آشوب گر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومآشوب گر. [ گ َ ] (ص مرکب ) فتنه جوی . فتان .مترادفها و واژههای مرتبطآشوبطلب، اخلالگر، بلواطلب، شورشگر، فتنهجو، مخل،مفتن، مفسدهجو، هلالوشجودلبر، دلفریب، فتان، فتنهانگیز ≠ آشتیطلب، سازشگر، مصلحواژه قبلی: آشوب طلبیواژه بعدی: آشوب گری