آشکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شْ یا ش ِ) ۱- (ص.) ظاهر، هویدا. ۲- (ق.) علناً. ۳- (اِ.) صورت. مق معنی. ۴- حواس ظاهر.مترادفها و واژههای مرتبطبرملا، بیپرده، بین، پدیدار، پیدا، پیدا، جلوهگر، جلوهگر، جلی، جهر، ذایع، رک، روبرو، روشن، صریح، ظاهر، علنی، عیان، فاحش، فاش، مبرهن، محرز، محسوس، مرئی، مشخص، مشهود، معلوم، معین، منجلی، نامستور، نمایان، نمودار، واضح، هویدا ≠ پوشیده، درخفا، غیب، مخفی،واژه قبلی: آشپزخانهواژه بعدی: آشکارساز