آشکار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آشکارا، ظاهر، نمایان، اظهرمنالشمس، جلوهگر، بدیهی، باین، بارز، مشهود، مرئی، پیدا، روشن، فاش، مبین، مبرهن، بین، هویدا، پدید، عیان، پدیدار، مکشوف، محسوس، متبلور، متجلی رک، صریح، بیپرده، علنی یقین مکشوفه، کشفشده علن، ظاهری