آشکوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.)<BR>۱- هر طبقه از ساختمان.<BR>۲- هر یک از طبقات نه گانة آسمان ؛ سپهر.<BR>۳- سقف، آسمانه.<BR>۴- رگههای دیوار.<BR>۵- هر طبقه از زمین.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) ۱- هر طبقه از ساختمان. ۲- هر یک از طبقات نه گانه آسمان ؛ سپهر. ۳- سقف، آسمانه. ۴- رگههای دیوار. ۵- هر طبقه از زمین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشکوب . (اِ) (از پهلوی آشکپ، سقف . بام . مرتبه و طبقه ٔ بناء) طبقه و مرتبه ٔ خانه . آشیان . آشکو. بربار. برباره . برواره : بر آشکوب نخستینْش دست فکرت من بزیر پای فلک را چو نردبان افکند. کمال اسماعیل . ◄ هر یک از طبقات نه گانه ٔ آسمان : روان ساعدماضی چو خواجه بار دهد ز آشکوب نهم میکند تماشائی . شرف شفروه . ◄ سقف . آسمانه . ◄ مُهره و رگه های چینه . ◄ آسمان . فلک .
آشکوب . (اِ) هر یک از طبقات زمین در زمین شناسی . (فرهنگستان ).
مترادف و متضاد واژهدان
اشکوبه، اشکوب، طبقه، مرتبه آسمانه، سقف
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی