آشکوخیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) لغزیدن، سکندری رفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) لغزیدن، سکندری رفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشکوخیدن . [ دَ ] (مص ) سکندری رفتن . از سر پنجه ٔ پای لغزیدن بی اراده و ناآگاهانه . و آن را در ستور سَر سُم رفتن گویند : چون بگردد پای او از پای دار آشکوخیده بماندهمچنان . رودکی . آشکوخدبر زمین هموار بر همچنان چون برزمین دشخوار بر . رودکی .